
قیصر: دفتر تنفس صبح - شعری برای جنگ - اسفند 59
مي خواستم
شعري براي جنگ بگويم
شعري براي شهر خودم- دزفول -
ديدم كه لفظ ناخوش موشك را
بايد به كار برد
...اينجا
گاهي سر بريده ي مردي را
تنها
بايد ز بام دور بياريم
تا در ميان گور بخوابانيم
...مردي به روي جوي خيابان خم بود
با چشمهاي سرخ و هراسان
دنبال دست ديگر خود مي گشت
باور كنيد
من با دو چشم مات خودم ديدم
كه كودكي ز ترس خطر تند مي دويد
اما سري نداشت
لختي دگر به روي زمين غلتيد
و ساعتي دگر
مردي خميده پشت و شتابان
سر را به ترك بند دو چرخه
سوي مزار كودك خود مي برد
چيزي درون سينه ي او كم بود....
قیصر: طوفان در پرانتز - آزمایش آتش - شهریور 62
...و تاریخ فصل عظیم ایثار آب در آبادان را در کدام کتاب بیابد و شکوه صبر آب را در دزفول، که زیر باران آتش مردانه ایستاده بود! مگر تاریخ باور می کند که آب در زیر باران آتش بماند؟!
قیصر: طوفان در پرانتز - لایحه تقسیم بهار - اسفند 62
...همین چند وقت پیش از خواهر کوچکم نامه ای برایم رسید. نوشته بود: « اگر در تهران بهار را دیدی بگو سری هم به دزفول بزند. من هم دوست دارم او را ببینم! » می فهمی بهار! خواهر کوچکم دوست دارد تو را در دزفول ببیند!
قیصر: طوفان در پرانتز - قانون سقوط آزاد - شهریور 64
...شما انفجار را این گونه به سادگی تعریف می کنید : « تبدیل آنی انرژی از صورتی به صورت دیگر. » در حالی که من می دانم انفجار یعنی چه! انفجار یعنی تبدیل آنی هیروشیما به آتش! و تبدیل آنی زندگی به مرگ! انفجار را مردم دزفول حق دارند تعریف کنند!
این که هنوز برای دزفول باید لفظ ناخوش را به کار برد یا نه بماند! ( به من چه! )
این که کتاب ایثار آبادان با زر ناب صحافی شد یا نه بماند! ( به تو چه! )
این که هنوز چیزی درون سینه مردم دزفول کم است یا نه بماند! ( به مسئولین چه! )
این که قیصر حواسش نبوده، چرت و پرت سیاسی گفته، یا نه! حواسش بوده و چرت و پرت سیاسی گفته، یا اصلا با حواس سیاسی چرت و پرت گفته، یا شاید با سیاست حواسش چرت و پرت گفته و از این حرفا یا نه بماند! ( به من و تو و مسئولین چه! )
همه این ها بماند، فقط یک سوال است که مدام در ذهنم زیر نویس می شود؛ این که آخرش خواهر کوچک قیصر، بهار را در دزفول دید یا نه؟! شما می دانید؟!
-----------------------------------------------
پ.ن:
1- اصلا حس ناسیونالیسمیم گل نکرده! به جای دزفول اسم هر شهری رو که خواستید به جز تهران بذارید!
2- راستی میگن قیصر تهرانی بوده! شاید راس میگن!